ديدي؟ تمام من تو نبودي تمام شد
شرمنده ام اگر كه نگاهت حرام شد
مجنون تر از هميشه به پاي تو ريختم
«من» را ولي «تو» قسمت ابن السلام شد
«تو» «او» شدي براي من، انگار بعد تو
رنگ سياه چشم تو در من مدام شد
من شاعر تمام تو بودم، تو حل شدي
در شعرهاي من كه چنين بادوام شد
تو نيستي و بر همه ام زخم مانده است
بعدا اگر خداي نكرده جذام شد
عذرت قبول نيست، بهانه نياوري
كه من فريب خورد، كه من خام خام شد
…
تو بايد انتخاب كني بين من و من
حالا بگو گزينه ي قلبت كدام شد؟
پويا آريانا 23/2/87
یا علی
ما پای حرف های بعضی ها
زدیم.
به
امضای
شما شما و شما نیاز داریم
سریع تر لطفا.
++++++++++
اول تبریک به مناسبتی که مناسب است
و این که نو بهار است در آن کوش که خوشدل باشی و از این حرفها
و بعد این که ترانه های اینوری به روز است
با چندترانه از چند ترانه سرا که چند تا خواننده خوانده اند.
اما غزل مثنوی:
بپاك اشك مرا گريه ام تمام شود
و خنده روي لبم با تو بادوام شود
بخند اين غزلم بيقرار خنده ي توست
بخند تا نكند اين غزل حرام شود
خراب كن همه ام را بساز با دستِ
خودت مرا كه خودم با خودت تمام شود
مباد قسمت ابن السلام قصه شوي
مباد سهم من از تو فقط سلام شود
تويي تو عاقبت رود (= من) ، تو دريايي
مرا در آور از اين سال هاي تنهايي
و پرت كن وسط سطر سطر شعر خودت
و بعد با قلمت دور من بكش يك خط
_ كه من مهمم _ و نگذار خط خطي ... بنويس
مرا دوباره از اول دِ! لعنتی بنویس
كه تو شروع مني امتداد من تاااااااااااااا ... باش
براي اين من مجنون هميشه ليلا باش
عصاره ي همه ي شعر هاي من حالا
تو را به من برسان تا هميشه با هم تا ...
تو را به من برسان تا هميشه «ما» باشيم
بيا دوباره از اول بگير يك تصميم
كه روزهاي پس از اين من و تو باشيم و
خدا/ كند كه از اين روزها مدام شود
ما
زدیم پای حرف های خیلی ها
شما امضا نمی زنید؟
+++
این هم از امضا اما دوستی ایمیل زده بود و از من خواسته بود تا کتابهایی راجع به عروض و قافیه بهش معرفی کنم بهتر دیدم تا جواب سئوال این عزیزرو تو وبلاگم بزنم چرا که ممکنه این خواسته ی خیلی از شاعران عزیز(غزل سرا) باشه.
کتاب هایی که من سراغ دارم البته خیلی هستن اما یک تعداد که مطرح ترند رو میشمرم:
وزن شعر فارسی --- پرویز ناتل خانلری
بررسی منشاء وزن شعر فارسی --- تقی وحیدیان کامیار
آشنایی با عروض و قافیه --- سیروس شمیسا
عروض و قافیه --- سیروس شمیسا
فرهنگ عروضی --- سیروس شمیسا
تحقیق انتقادی در عروض فارسی و چگونگی تحول اوزان غزل --- پرویز ناتل خانلری
درباره ی وزن شعر --- پرویز ناتل خانلری
عروض --- سیروس شمیسا انتشارات دانشگاه پیام نور
وزن و قافیه ی شعر فارسی --- تقی وحیدیان کامیار
مختصری در شناخت علم و عروض و قافیه --- جلیل مسگرنژاد
موسیقی شعر --- محمد رضا شفیعی کدکنی
البته بخاطر این که خیلی از ایرانی ها حوصله ی کتاب خوانی ندارند و یا ممکن است که این کتاب ها را در دست نداشته باشند کتاب عروض و قافیه ی سال سوم رشته ی انسانی یک کتاب مختصر و مفید در همین رابطه است که اون رو هم توصیه میکنم.
یک کتاب هم از کوروش صفوی با نام از زبانشناسی به ادبیات جلد اول (نظم) هم هست که برای ایجاد موسیقی و توازن در کلام به دوستان تو صیه می کنم.
++++++++++++++++++
اما یه ترانه که کار همین روزامه:
به کسی که همه کسم بود
شد
می شود
است
.
.
.
ای واسه من مثل هوا ای وسه من مثل نفس
تو جرئت رهایی پرنده ای از تو قفس
دلم گرفته از همه از این روزای بی کسی
ای هم قبیله هم صدا پس کی به دادم می رسی؟
تو غربت ثانیه ها من به تو محتاجم و بس
نذار تلف بشم تو این حوالی بی هم نفس
نذار که خاطراتمون دس توی دست غم بدن
نذار که باز فاصله ها دستامونو به هم بدن
کاری نکن که رد پام حتا به رویات نرسه
کاری نکن بمیرم و دستام به دستات نرسه
کاری بکن که بغض من بشکنه رو شونه ی تو
کاری بکن دل نکنه بوسه هام از گونه ی تو
من جاده م آخرش باید به شهر چشمات برسم
من و تو تقدیر همیم به عشق پاکمون قسم
پویا آریانا ۴/۱۲/۸۶
یا علی
شماره صفر مجله الکترونیکی امضاء ویژه ادبیات امروز ایران اسفند ماه جاری منتشر خواهد شد
این سایت در نظر دارد با در دست فشردن دست دیگر دوستان در مجله ها و پایگاههای معتبر ادبیات امروز و دوستان شاعر و نویسنده ای چون شما با رویکردی دیگر گونه وحرفه ای بی هیچ ادعایی به ادبیات امروز ایران بپردازد و پایگاه مطمئنی برای مولفان و مخاطبان گردد.دوستان نام آشنای بسیاری در این مجله دست گرمشان را به ما داده اند که در نخستین شماره توضیحات لازم منتشر خواهد شد الغرض دو شعر/ داستان؛ خود را که تاکنون در مجله و سایت و ...منتشرنشده اندو تا اسفند نیز منتشر نخواهند شد به رسم امانت به ایمیل دوستان شاعرم
امیر سنجری mosafer63@gmail.com
و محسن بوالحسنی m_bolhasanius@yahoo.com
تا در شماره ارسال صفر با کمال افتخار از آن استفاده کنیم ... با انتشار اولین شماره امضا ایمیل دبیران بخش های مختلف و ایمیل اختصاصی سایت اعلام خواهد شد نکته اینکه اولین نشست امضاء در اسفند ماه همزمان با افتتاح سایت با حضور چند تن از شاعران مطرح کشور برگزار خواهد شد که متعاقبا خبررسانی خواهد شد .
برای ارسال کارها برای شماره ۰ سایت و مجله ی امضا تا شنبه ۲۷ بهمن ماه فرصت باقیست.
به همراه مطالبی نو و منتشرنشده از شاعران و نویسندگان مطرح کشور اول اسفند ماه در اولین نشست ماهیانه خود با حضور شاعران معاصر علیرضا بهنام – منیره پرورش – سهیل غافلزاده بهاره رضایی وآیدا عمیدی افتتاح خواهد شد و شماره ی چهارم ایرانشهر اوایل اسفند ماه می آید و شماره ی قبلی هم هنوز یا فت می بشود شما فقط از من بخواهید. ضمنا ایرانشهر در کتابفروشی سهره واقع در خیابان ۱۷ متری ملک هم موجود می باشد. +++++++++++++ و اما ترانه: به سرم زده بگیرم منو*آتیش بزنم بردارم خط بکشم رو اسم هر چی که منم نمی خوام ردی ازم بمونه تو ترانه هام نمی خوام سگدونیا پر بشه از عطر تنم تو خودم قدم زنون گلایه هامو می شمرم تو خودم سر گیجه داره بند بند بدنم داره از خودم بدم / میاد و می ره لحظه هام توی این سنگینی بار گناه بودنم . . دیگه چیزی به شکستنم نمونده آخه من عطر کافورو دارم حس می کنم رو کفنم پویا آریانا -------------------------------------------------------------------- *دوستان(البته برخی از دوستان) عیب کنندم که چرا از ضمیر ها به گونه ای دیگه(گونه ای نا مانوس) استفاده می کنم باید در جواب بگم این یه تکنیکه که فکر هم می کنم که منحصر به خودم باشه(این یک جمله ناشی از نارسیسیزم من نیست باور کنیین) یک نوع آشنایی زدایی و به هم ریزش ساختار نحوی ضمایر و چینشی نو برای ضمایر که فقط هم کارکرد فرمالیستی نداره بلکه در زیر ساخت هم کارکرد داره( میتونه شگرد باشه) یعنی وقتی می گم ( به سرم زده بگیرم منو آتیش بزنم) این که بجای (خودمو) می گم ( منو) یعنی به من دارم به عنوان یه شی خارجی نیگاه می کنم و این نشون دهنده ی از خود بیگانگی می تونه باشه.و البته به این معتقدم که بدعت و جسارت خیلی خوبه اما با حفظ چارچوب ها .
یا علی
سلام
بعد از چند وقت که ننوشتم ( نه خودکار داشتم خودم ننوشتم) حالا با دو غزل آمدم.
بيرون بكش پاي تورا از كفش من دختر
موي دماغم هي نشو كه مي زنم آخر…
ول كن ببينم دست شعرم را نچسب اين قدر
به واژه هاي بي گناه توي اين دفتر
من چشم ديدار تو را / دارم به سمت تو
پرتاب مي آيم، برو در پشت آن سنگر
پرتاب كن نارنجكت را زود تر، دارد
دشمن به مرز سينه هامان مي زند خنجر
دِ ، لعنتي پرتاب كن اين مشت ها را تا
دشمن بداند تا چه حد ما پشت همديگر…
ول كن نزن هي پشت من، اعصاب من را خرد
كردي / مرا بيچاره من كي اين قدر لاغر…
من مرد دلخواهت نخواهم بود باور كن
اصلن چرا من خوب برو با يك نفر ديگر↓
كه بهتر است از من]…چرا ور مي زنم اين قدر؟[
اِ ! راستي شلوار من را شسته اي مادر؟
++++++++++++++++++++++++++++++++++
و دومی
و قبل از آن كه ببيني تو انهدام مرا
خودت تمام كن اين مرد ناتمام مرا
خودت تمام كن اين بلبشوي در من را
خودت تمام كن اين گريه ي مدام مرا
بگير دست مرا پا به پا ببر با خود
رها كن از من درد آشنا تمام مرا
صدا بزن كه بيايم و با تو ما بشوم
صدا بزن كه بيايم و بغض خام مرا،
به روي شانه ي پر مهر…/شانه كن موي
تورا كه تازه كني داغ بي مرام مرا
ببين مرا تو به اين داغ مبتلا كردي
و با اجازه مي آيي و التيام مرا…
پویا آریانا
++++++++++++++++++++++++++++
و آنچه باقی می ماند این که شماره قبلی
ایرانشهر
هنوز هم هست
به پست پایینی مراجعه کنید
یا علی
ایرانشهر رسید
حالا در اراک است
عجله نکنید به همه می رسه

در این شماره خواهید خواند::
-مقالاتی پیرامون غزل پست مدرن
- غزل پست مدرن از سی شاعر
-نقدهایی بر داستانهای جدید
- ترجمه مقاله و شعر
-معرفی موسیقی و ترانه
-معرفی و نقد استاد کزازی و سیمین بهبهانی
-یادمان تیرداد نصری و قیصر امین پور
-معرفی وبلاگ وکتاب
برای این که پست مدرن باشم باید...
نگاهی به ترانه ی امروز
و.....
+++++++++++++
++++++++++++++++++++++++++++++++++
مجله ایرانشهر نمایندگی های فروش خود را در سراسر کشور اعلام میکند دوستانی که نمایدگان ما را میشناسند و ارتباط دارند میتوانند مجله را از طریق نماینده های مجله در این شهرها تهیه نمایند:
اراک-پویا آریانا
کاشان-محسن سلطانی
رشت- طاهره کوپالی
تهران-الهه حمیدی
تهران-حامد داراب
رشت- آزاده بشارتی
شیراز-هدیه مهاجر
بندر عباس- عبدالحسین انصاری
ابرکوه-محسن استوار
زاهدان- فریدون اوکاتی صادق
کرج- حمیده محمد رضا پور
اصفهان- افشین حیدری
اردبیل- الناز سرخانلو
مشهد- الهام میزبان
اصفهان- ایوب مومنی
قم- علی حاجیان زاده
مراغه-مرتضی روحی
تهران دانشگاه شهید بهشتی-مونا زنده دل
فیروزآباد و جهرم-فلورا تاجیکی
اصفهان-پریا تفنگ ساز
چهارمحال و بختیاری(فارسان)- زهرا رفیعی
یا علی
پاینده باد ایران
+++++++++++++++++++
و بعد این که ترانه های هیچ کس با یک ترانه به روز است
اما یک غزل تازه:
فریاد زد که :« بعد از این پویا برام مرد»
و خاطرات خوب او در من ترک خورد
من با خودم تنها شدم تنها تر از درد
و لحظه ها اعصابشان از دست من خرد...
«- من دوستش دارم»
«- عذابش دادی اما»
«- یعنی مرا می بخشد او؟»
- آن دختر کرد-
(و بعد از آن در خواب دیدم که خودش بود
آمد مرا از من گرفت و تا خودش برد)
شاید دوباره دست هایم را بگیرد
شاید عروس مادرم آن دختر کرد...
پویا آریانا
بچه هایش را ناقص می زاید
البرادعی اما
همه چیز را
رو به راه خواهد کرد
**
الو ...
آقای البرادعی الو...
لاریجانی هستم
الو...
++++++++++++++++++
روشن می کنم
رادیو را
نوار غزه را گوش می دهم:
«انتفاضه دارد سنگ هایش تمام می شود»
**
و من چقدر اشتباه می کردم
که انتفاضه را
با «ز» ی زنبوری می نوشتم
برای «جبران خلیل جبران»
++++++++++++++++++++++
شانه می زنی
موهایت را
دنیا خرابت می شود
**
«بن لادن» دارد
ریش هایش را شانه می زند
پویا آریانا
وبلاگ غزل های پیشروی من
و
وبلاگ ترانه های من
و
ترانه های روز ایران افتتاح شد.
++++++++
به همین سادگی قیصر دیگر نیست
قیصر که
شبیه خودش بود
شبیه خودش سرود
شبیه خودش مرد
و شبیه خودش می ماند در ...
***
دردهای من اگر چه درد مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
*
یادش به خیر هر که...
یا علی
بی تو اون آیینه رو دیوار خونه
نمی تونه نشکنه نه نمی تونه
تو که نیستی درا درمونده و گیجن
یا بدون تو دل پنجره خونه
دیوارا از غم دوریت طبله کردن
ساعت دیواریمون غرق جنونه
سقف خونه داره می ریزه عزیزم
بی تو چی می تونه رو پاهاش بمونه؟
تو که رفتی خونه مون خونه نشین شد
کوچه مون زندونیه دست خزونه
هم ترانه همنفس هم خونه ی من
بر ندار سایه تو از سر زمونه
پویا آریانا
استكان ليز خورد چايم ريخت
وااااااااااااااااااااااای
(چاي ريخت روي پايم) ،
ريخت ↓
بر هم اعصاب شعرهايم را
… بعد دردي كه در كجايم ريخت
«يك نفر نيست دست بر دارد
از سرم خسته ام رهايم ...»،ريخت↓
خون من توي شيشه ي …آن وقت
يك نفر توي لحظه هايم ريخت…
بعد هي سر كشيد توي خودم
و خودش را سر دعايم ريخت
با خودم حرف/ مي زند مادر
دست روي… و رد پايم ريخت
توي شعر كسي كه يك جايي
دوست دارد مرا… برايم ريخت↓
مادرم چاي ديگري ، خوردم/
غصه ي… (اشك لابلايم ريخت)
هي سرم گيج / مي رود از دست
لحظه ها… واي نه خدایم/ ريخت...
پویا آریانا