-...
- آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ می گویی بلکه آشفتگی من از این است که دیگر باورت ندارم (نیچه)
-شروع به کار: "کارگروه" اولین پایگاه خبررسانی شاعران ایران
برای بازدید از کارگروه اینجا را کلیک کنید
-اما نمایشگاه کتاب امسال با کتاب های:
* لطفا این کتاب را بکارید - جلد دوم مجموعه شعرهای ریچارد براتیگان با ترجمه سینا کمال آبادی و محسن بوالحسنی نشر رَسش
*شمس از قونیه با قطار برگشت مجموعه شعرهای سپید محسن بوالحسنی
* پرنده کوچولو... نه پرنده بود! نه کوچولو! شعرهای ۱۲ سال اخیرسید مهدی موسوی
* مجموعه ترانه عشق یه دیوونه به ماه از مینا ارشدی انتشارات دارینوش
* بخت گشایی با وقت قبلی از سعید رببعی انتشارات فصل پنجم
*پلکهای قفل شده از آزاده بشارتی انتشارات فصل پنجم تهران
* پروانه در بایگانی دومین مجموعه ی وحید نجفی انتشارات سخن گستر مشهد
* من شاعرم همیشه کمی هم کبوترم از محمد ارثی زاد
* سکسکه های یک مست از شهرام میرزایی
* و ...
- وبلاگ دوست شاعر علی محمدی راه اندازی شد.
-وبلاگ ترانه های اینوری به روز شد.
-و اما یک شعر قدیمی که نمی دانم چرا دارم با این شعر قدیمی به روز می کنم. اما خب حتما دلیلی داره که اونم اینه که چند تا از دوستان گفتند که این با این شعرت زندگی می کنیم، این شعرت رو زمزمه می کنیم و... . من هم تغییراتی دادم درش. و حالا این شما و این شعر:
تقدیم به دختری که الزاما می تواند وجود هم نداشته باشد و حتا موهایش هم بور نباشد و دوستانی که با این شعر زندگی می کنند و زمزمه اش می کنند
شبيه جمله ي مشهور«دوستت دارم»
چقدر دختر مو بورِ ... دوستت دارم
و دوستت دارم مثل عاشقت هستم
و عاشقت هستم مثل دوستت ... دستم-
نمي رسد به تو يا مي رسد؟ [دو راهي بخت]
هميشه مي كشدم اين سئوال هاي چه سخت
هميشه مي كشدم اين كه يك نفر با تو ...
و حس لعنتي اي كه « نمي رسم تا تو »
وكاشكي كه تمامت براي من بود و
«خودت» عروس همه قصه هاي من بود و ...
و چشم هاي تو مقياس كوچك درياست
و چشم هاي تواصلن خودِ خودِ «زيبا»ست
تنت چقدر مي آيد به هر چه پوشيدي
قسم بخور كه «تو» را از پري ندزديدي
من از تو لبريزم ، از لبت بريز مرا
عسل بريز لبم را عسل بريز و يا –
عسل بريز كه در كار خير حاجت هيچ ...
تمام تلخي من را بگير طاقت هيچ ...
تمام فرضيه ي «بي تو مي شود» رد بود
تمام من به تو محتاج هست و خواهد بود
[ببين تو نيمه نا كامل مني ، اصلن
تو در كنار من مرد مي شوي يك زن]
و ته كشيد ميان من و تو «بي» حالا
به من رسيدي ما «با» شديم شايد تا ...
و خط زديم به روي هر آنچه غير از ماست
و خط كشيد خدا دور ما و بعدش خواست –
من و تو تا ته دنيا براي هم باشيم
و تا هميشه ي «ما» پا به پاي هم باشيم
تو را كه «نقطه» ي پايان درد هاي مني
گذاشتم ته اين جمله: «تو براي مني»
پویا آریانا
یا علی

